| [سه شنبه، 22 اسفند، 1385 - [14:25 | عنوان یادداشت |
هرکسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من
گذشته از این مطلب که بسیاری از عرفا شعر فوق را این طور تفسیر می نمایند که مولانا در ارتباط با شناخت خدا این شعر را سروده است، من فکر می کنم که تفاسیر دیگری هم میشه از این بیت و ادامه شعر داشت.
به نظر من در زندگی خود ما هم، ما انسانها بیشتر با توجه به قضاوتهایی که از همدیگر می کنیم شکل و نوع رابطمون رو با هم تعیین میکنیم نه با معیار اون چیزی که شخص واقعا هست یا فکر می کنه و علت آسیب پذیری خیلی از رابطه ها به نظر من همینه.
چند وقت پیش یه داستان کوتاه در این مورد شنیدم:
یک روز یه آقایی تشنه اش بوده و لیوان آبی هم روی میز هال قرار داشته از خانمش خواهش میکنه که اون لیوان را به من بده و خانم بعد از اینکه بلنده میشه ابتدا آبی که در لیوان بوده خودش مینوشه بعد میره برای آقا آب میاره.
در این موقع همسرخانم ناراحت میشه و فکر میکنه من تشنه بودم و اونوقت ایشون اول آب را خودشون خوردند و مطلب را به همسرش بیان میکنه و همسر جواب میده من آب را نوشیدم چون احساس کردم آب درون لیوان تازه نیست و می خواستم برای شما آب تازه بیارم
آرشیو مطالب
مرداد ۱۳۸۶
آرشیو موضوعی
طنز
لینک دوستان
زیبایی تغییرات
نویسندگان وبلاگ
لیلا سینکی
خروجی وبلاگ